امین گیمز

به وبسایت امین گیمز خوش آمدید

فناوری

چرا نباید آخر هفته‌ها کار کنیم؟

 کمتر از یک قرن پیش، رهبران شوروی سابق دست به یکی از عجیب‌ترین کارهایشان برای تغییر شکل تقویم عمومی زدند. چون ژوزف استالین تلاش می‌کرد هرچه‌زودتر یک منطقۀ دورافتادۀ کشاورزی را به کشوری صنعتی تبدیل کند، دولت وی روزهای هفته را از هفت روز به پنج روز کاهش داد. روزهای شنبه و یکشنبه از تقویم برچیده شد.

از سال ۱۹۲۹ به‌جای آخر هفته سیستم استراحت جدیدی تعریف شد. دولتْ کارگران را به پنج گروه تقسیم و روز تعطیل متفاوتی برای هرکدام تعیین کرد. در هر روز معین، چهارپنجم طبقۀ کارگر در کارخانه‌ها حضور می‌یافتند و کار می‌کردند، درحالی‌که یک‌پنجم باقیمانده در استراحت بودند. هر کارگری یک تکه کاغذ رنگی –زرد، نارنجی، قرمز، ارغوانی یا سبز– دریافت می‌کرد که گروهش را نشان می‌داد. این زمان‌بندی شیفتی معروف شد به «نِپرِریوکا» یا همان «هفتۀ کاری پیوسته»، چون تولید هرگز متوقف نمی‌شد.

نپرریوکا یک فاجعۀ اجتماعی بود. مردم فرصتی برای دیدار با دوستانشان پیدا نمی‌کردند؛ رنگ کارت‌هایشان بود که آن‌ها را با هم پیوند می‌داد: آدم‌های ارغوانی با آدم‌های ارغوانی دیگر همراه می‌شدند، نارنجی‌ها با نارنجی‌ها و همین‌طور الی آخر. مدیران موظف بودند به زن و شوهرها رنگ یکسانی اختصاص بدهند، اما به‌ندرت این کار را می‌کردند. حزب کمونیست این دست ناهماهنگی‌ها را جزء ویژگی‌های سیستم جدید می‌دانست، نه نوعی اشکال در آن. حزب می‌خواست خانواده، این نهاد بورژوایی، را تضعیف کند. ای‌.جی. ریچاردز، نویسندۀ کتاب نقشۀ زمان، که تاریخچۀ تقویم است، می‌گوید: «بیوۀ لنین،‌ به‌شیوۀ مارکسیستی مناسبی، دورهمی‌های خانوادگیِ یکشنبه‌ها را دلیلی موجه و کافی برای برچیدن چنین روزی می‌دانست».

اما کارگران ناراحت بودند. یکی از آن‌ها به‌طور علنی در پراودا [روزنامۀ رسمی حزب کمونیست شوروی] شکایت کرد: «در خانه چه کار باید کرد وقتی زن در کارخانه است، بچه‌ها در مدرسه‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند به دیدنمان بیاید؟ آیا جز رفتن به چای‌خانۀ عمومی چارۀ دیگری باقی می‌ماند؟ این دیگر چه جور زندگی است –وقتی روزهای تعطیل نوبتی می‌رسند، نه برای همۀ کارگران با هم؟ وقتی مجبوری چنین روزی را تنهایی جشن بگیری، پس دیگر هیچ تعطیلی‌ای در کار نیست».

هفتۀ کاری نوبتی زیاد دوام نیاورد. مقامات نگران شدند که این روش ممکن است به حضور افراد در میتینگ‌های کارگران لطمه بزند، چیزی که نقش اساسی در تعلیم و تربیت مارکسیستی بازی می‌کرد. استالین در سال ۱۹۳۱ اعلام کرد که شیوۀ اجرای نپرریوکا «بیش از حد عجولانه» بوده و منجر شده است به نوعی «فرایند کاری شخصیت‌زدایی‌شده» و انبوه ماشین‌هایی که زیر بارِ تولیدِ بیش از اندازه از کار می‌افتند. آن سال، دولت یک روز تعطیل برای استراحت عمومی به تقویم اضافه کرد. اما هفتۀ هفت‌روزه تا سال ۱۹۴۰ به تقویم بازنگشت.

آزمایش‌هایی از این دست باعث بدنام شدن مهندسی اجتماعی شده است. بااین‌حال، آمریکایی‌ها نوعی نپرریوکا را بر خود ما تحمیل می‌کنند: نه به این خاطر که یک کمونیست مستبد فکر می‌کرد ایدۀ خوبی است، بلکه به این دلیل که اقتصاد معاصر چنین چیزی را می‌طلبد. ساعت‌های کاری، استراحت و مراودات اجتماعی ما هر روز بیش‌ازپیش ناهماهنگ‌تر می‌شوند.

در گذشته، ریتم زمانی مشترکی داشتیم –پنج روز کار در هفته و دو روز تعطیل، تعطیلات فدرال و رستوران‌های زنجیره‌ای تی‌جی‌آی فرایدِیز – اما اکنون، هفته‌هایمان را دستورهای پیش‌بینی‌ناپذیر کارفرمایانمان شکل می‌دهد. نزدیک

تقویم چیزی فراتر از سازماندهی روزها و ماه‌هاست. تقویم درواقع نقشۀ راه زندگی مشترک است

به یک‌پنجم آمریکایی‌ها مشاغلی با ساعت‌های کاری غیراستاندارد یا متغیر دارند. آن‌ها ممکن است فصلی یا در شیفت‌های چرخشی کار کنند یا، در این اقتصاد گیگ، برای شرکت اوبر رانندگی کنند یا برای پُست‌مِیتز بسته حمل کنند. در این میان، هرچه افراد طبق مقیاس پرداخت دستمزد بیشتری بگیرند، ساعت‌های بیشتری کار می‌کنند. وقتی افرادی را که هفته‌های کاری پیش‌بینی‌ناپذیری دارند به کسانی با هفته‌های کاری طولانی‌تر اضافه می‌کنیم، نتیجه می‌شود یک‌سوم نیروی کار آمریکا که رقم قابل‌توجهی است.

شاید شخصی‌سازیِ زمان مسأله‌ای جزئی و بی‌اهمیت به نظر برسد و چه بسا برخی از مردم وقتی ساعات کاری‌شان را خودشان تنظیم می‌کنند یا وقت «آزاد» خود را صرف رسیدگی به فرصت‌های طلایی مد نظر خویش می‌کنند احساس رهایی بیشتری می‌کنند. اما پیامدهای این رویکرد برای آمریکا تحلیل‌برنده خواهد بود، همان‌طور که زمانی به تضعیف اتحاد جماهیر شوروی انجامید. تقویم چیزی فراتر از سازماندهی روزها و ماه‌هاست. تقویم درواقع نقشۀ راه زندگی مشترک است.

برنامۀ کاری ملال‌آور پنج روز در هفته و از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر را به یاد می‌آورید؟ اگر سی‌ساله یا جوان‌ترید شاید یادتان نیاید. شاید بازپخش سریال تلویزیونی «لیو ایت تو بیور» را دیده باشید که در آن «وارد کلیور» [پدر خانواده] هر روز عصر در ساعت ثابتی به خانه برمی‌گردد. امروزه شمار اندکی از ما چنین روز کاری ثابت و منظمی داریم. در بخش ارزانِ بازار کار، آماده‌ به خدمت بودن تقریباً به یک پیش‌شرط لازم برای استخدام تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۸ گزارشی با عنوان «بررسی برنامۀ زمانی پایدار» به این نتیجه رسید که ۸۰درصد کارگران آمریکایی که ساعتی دستمزد می‌گیرند برنامۀ زمانی متغیری دارند. اکنون بسیاری از کارفرمایان برای تنظیم ساعت‌های کاری، با استفاده از الگوریتم‌هایی محاسبه می‌کنند که در زمان معینی از روز دقیقاً چند نفر نیرو لازم است؛ فرایندی که زمان‌بندی مبتنی بر تقاضا نامیده می‌شود. الگوریتم‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هزینه‌های کار را پایین نگه می‌دارند، اما از آن طرف ساعات برنامه‌ریزی‌شده را از کارگران می‌دزدند.

ناتوانی در برنامه‌ریزی برای حتی یک هفتۀ آینده خسارت سنگینی به بار می‌آورَد. امیلی گاندِلزبرگر، روزنامه‌نگار، برای نگارش کتابش با عنوان مشغول کار سه شغل را تجربه کرد، یکی در انباری از شرکت آمازون، یکی در مرکز تماس یک شرکت و یکی هم در شعبه‌ای از مک‌دونالد. هر سه شرکت خواهان انعطاف‌پذیریِ زمانی متناسب با شرایط خودشان بودند. صریح‌ترین قرارداد را نیز آمازون بسته بود. گاندلزبرگر هنگام پرکردن فرم آنلاینِ درخواست شغل به هشدار زیر برخورد: «ممکن است لازم شود شب‌کاری کنید یا در تعطیلات آخر هفته و تعطیلات رسمی نیز کار کنید… اغلب لازم می‌شود اضافه‌کاری داشته باشید (که گاهی دیر مطلع خواهید شد)… ممکن است برنامۀ زمانی کار بدون اطلاع قبلی تغییر کند».

یکی از همکاران گاندلزبرگر در آمازون به او گفته بود که دیگر خیلی کم پیش می‌آید که شوهرش را ‌ببیند. شوهرش سرپرست مدرسه بود و شیفت شب کار می‌کرد و وقتی برای خوابیدن به خانه می‌آمد زنش باید یک‌ساعت دیگر برای رفتن به محل کارش بیدار می‌شد. همچنین به او گفته بود: «اگر اضافه‌کاریِ اجباری نداشته باشیم می‌توانیم یکشنبه همدیگر را ببینیم و گهگاهی نیز صبح دوشنبه -اگر مجبور نباشم صبح دوشنبه کار کنم- و همین و بس».

در انتهای دیگر طیف، نیروی کار حقوق‌بگیران پردرآمد را داریم که روز و هفتۀ کاریشان تاحدی قابل‌پیش‌بینی است. اما روزها و هفته‌هایشان بیش‌ازحد طولانی شده است. لزلی پِرلُو، استاد مدرسۀ کسب‌وکار هاروارد، برای نگارش کتابش با عنوان خوابیدن با گوشی‌ هوشمند که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، پیمایشی را روی ۱۶۰۰ مدیر و شاغل حرفه‌ای انجام داد. ۹۲ درصد از آن‌ها گفتند ۵۰ ساعت یا بیشتر در هفته کار می‌کنند و برای یک‌سوم

یکی از همکاران گاندلزبرگر در آمازون به او گفته بود که دیگر خیلی کم پیش می‌آید که شوهرش را ‌ببیند

از آن‌ها نیز ۶۵ ساعت یا بیشتر کارکرد ثبت شد. پرلو می‌گوید: «این آمار شامل ۲۰ تا ۲۵ ساعتی نمی‌شود که اکثر شرکت‌کنندگان گزارش دادند در طول هفته صرف پایش کارشان می‌کنند درحالی‌که عملاً کار نمی‌کنند». هدر بوشی، اقتصاددان آمریکایی، در کتابش با عنوان در جست‌وجوی وقت: اقتصاد تعارض کار-زندگی که سال ۲۰۱۶ منتشر شد، این وضع دشوار را به زبانی ساده چنین توصیف می‌کند: «شاغلان حرفه‌ای بیشترین ساعات بیداری خود را به شغلشان اختصاص می‌دهند».

وقتی ساعات کاری این همه آدم طولانی یا نامطمئن و یا، بدتر از آن، طولانی و نامطمئن باشد، آثار منفی چنین وضعی به همه جا نفوذ می‌کند. خانواده‌ها بیشترین هزینه را می‌پردازند. ساعات کاری نامنظم می‌تواند والدین –و معمولاً مادران– را از جمع نیروی کار بیرون کند. مجموعه‌ای از پژوهش‌ها نشان می‌دهد کودکانی که والدینشان ساعات کاری نامتعارف یا طولانی دارند بیشتر احتمال دارد مشکلات رفتاری یا شناختی از خود نشان دهند یا دچار چاقی مفرط شوند. حتی پدران و مادرانی که توان مالی استخدام پرستار بچه یا بهره‌مندی از مراقبت‌های فوق‌برنامه را دارند، باز هم سخت گرفتار توجه جدی به کودکانشان هستند، به‌خصوص آن وقت‌هایی که کار زیاد، آن‌ها را ساعت‌ها پس از وقت شام پشت میز کار نگه می‌دارد.

بعضی والدین می‌گویند برای اینکه از اندک زمان حضورشان در خانه بیشترین بهره را ببرند از همان نرم‌افزارهای سازمانی استفاده می‌کنند که زندگی اداری‌شان را سامان می‌دهد: از نرم‌افزار ترِلو برای ساماندهی کارهای روزمره، فهرست کارها و تکالیف خانگی یا از نرم‌افزار اسلَک برای برقراری ارتباط با بچه‌ها یا حتی فراخواندن آن‌ها برای شام. هرکسی که بچۀ نوجوان بزرگ می‌کند می‌داند که نق‌زدن به‌صورت الکترونیکی مؤثرتر از حرف‌های رودررو است.

ادامه دادن به زندگی اجتماعی با ساعات نامطمئن اصلاً‌ کار آسانی نیست. در حال حاضر، من و دوستانم به‌منظور برنامه‌ریزی برای شام‌ گروهی به نرم‌افزارهای زمان‌بندی مانند دودل پناه می‌بریم. قول حضور در رویدادی با تاریخ دور –مثل عروسی یا جشن کینسه‌آنیرا– ممکن است باعث اضطرابتان شود وقتی برنامه‌تان را برای هفتۀ آینده نمی‌دانید، چه برسد به ماه آینده. در چهل‌درصدِ کارکنان ساعتی، زمان اطلاع از برنامۀ کاری آتی‌شان بیش از هفت روز نیست؛ ۲۸ درصد نیز سه روز یا کمتر از سه روز مانده به برنامه باخبر می‌شوند.

اما چیزی که آهنگ متغیرِ کار را بیشتر شبیه طرح نپرریوکا در شوروی سابق می‌کند این است که روش کنونی، ما را نه تنها در سطح خرد، یعنی درون خانواده‌ها و جمع دوستان، از هم جدا می‌کند بلکه در سطح کلان نیز بین ما، به‌عنوان جامعۀ سیاسی، جدایی می‌اندازد. می‌توان ادعا کرد ساعات کاری شیفتی و طولانی از لحاظ مادی به افزایش ثروت کشور می‌انجامد –هرچند برخی اقتصاددانان در این باره بحث دارند– اما مسلماً ما را از چیز دیگری محروم می‌کند، همان چیزی که فلیکس فرانکفورتر، قاضی فقید دیوان عالی آمریکا، «دارایی مهم فرهنگی»، یعنی «فضایی آسایش‌بخش برای کل جامعه» توصیف می‌کند.

می‌دانم که این حرف پیر نشانم می‌دهد، اما دلم برای آن فضای آسایش‌بخش تنگ شده است: شام‌های دورهمی در خانواده‌های گسترده، گردش‌های فوری و بدون برنامۀ قبلی، دیدوبازدیدهای دوستانه. البته هنوز این اوقات مشترک را کاملاً از دست نداده‌ایم. مطالعاتِ گذران وقت نشان می‌دهد که همچنان در تعطیلات آخر هفته فرصت برای دورهمی‌های دوستانه، فعالیت‌های مدنی و عبادت مذهبی بیشتر از روزهای کاری است. ولی روزهای یکشنبه دیگر روز غیرتجاری یا غیرتولیدیِ اجباری نیست. حتی اگر کسی از شما نخواهد شیفت آخر هفته کار کنید، کار به‌زور خودش را وارد اوقاتی می‌کند که سابق بر این مقدس بود. وقتی لپ‌تاپ خود را باز می‌کنید، کار ناتمام هفتۀ گذشته به شما چشمک می‌زند؛ ایمیل‌های فوری همکارتان در صندوق دریافت منتظر شماست. با آن اوقاتی که صرف کارکردن نمی‌کنید 

حتی اگر کسی از شما نخواهد شیفت آخر هفته کار کنید، کار به‌زور خودش را وارد اوقاتی می‌کند که سابق بر این مقدس بود

احساس گناه خفیفی گره خورده است.

بچه‌ها هم آزاد و مشغول بازی و قلعه‌سازی نیستند؛ آن‌ها هم کارنامۀ تحصیلی‌شان را پر می‌کنند از فعالیت‌های فوق‌برنامه یا ورزش‌های سازمان‌یافته. بازی فوتبال اصولاً باید نوعی روحیۀ کارنکردن بر والدین تحمیل کند و فرصتی فراهم بیاورد برای گپ‌زدن با همسایه‌ها و دوستان. بااین‌حال، اخیراً می‌بینم که بزرگ‌ترهای بیشتری کنار زمین مشغول چک‌کردن ایمیل خود هستند.

آیا امیدی هست برای اینکه بخشی از تعطیلی‌های مشترک را دوباره به چنگ بیاوریم؟ پرلو در کتاب خوابیدن با گوشی هوشمند راهکاری را توضیح می‌دهد که برای کارمندانِ دفتریِ فعال در شرکت «گروه مشاورۀ بوستون» طراحی کرده بود. او راهبردش را «پی‌تی‌او» نامید که حروف اختصاری عبارت «تعطیلی قابل پیش‌بینی» است. به نظر نمی‌رسید کار چندان دشواری باشد. گروه‌ها با همکاری و همیاری هم ترتیبی می‌دادند تا در هر هفته هر عضوی از گروه بتواند یکی از شب‌های کاری را در مرخصی باشد؛ البته نه به‌طور همزمان، بلکه در شب‌های مختلف –مشتری‌ها انتظار داشتند در همۀ ساعات شبانه‌روز کسی پاسخگو باشد.

روش پی‌تی‌او به‌طرز عجیبی پیچیده از آب درآمد. جدول زمانی باید پیوسته تغییر می‌یافت تا مطمئن شوید هیچ شبی از قلم نیفتاده است. از طرفی هم سیستم جدید خوشایند همه نبود. برای نمونه، «باب» نمی‌خواست شب مرخصی‌اش زمانی باشد که در مأموریتی طولانی به سر می‌برد؛ او ترجیح می‌داد وقتش را کنار خانواده‌اش بگذراند.

بااین‌حال، باز هم پرلو و گروه مشاورۀ بوستون روش پی‌تی‌او را موفقیت‌آمیز می‌دانستند و می‌گفتند از آن در جاهای دیگری نیز استفاده شده است. هرچند وقتی دربارۀ چرایی موضوع دقیق‌تر می‌شویم، پاسخ این چرایی به‌جای آنکه راهکاری ارائه بدهد بیشتر به تأیید مشکل می‌انجامد. پی‌تی‌او باعث شد آدم‌ها همدیگر را بیشتر ببینند و با همدیگر بی‌پرده حرف بزنند. کارمندان مجبور بودند توضیح بدهند که چرا شب خاصی برایشان مناسب نیست. آن‌ها به یکدیگر تعلق پیدا کردند. چیزی که کارکنان را شادتر و کارآمدتر می‌کرد زمان باهم‌بودن بود نه شب‌های مرخصی.

جنبش «عدم شرکت» [در آزمون‌های استانداردشده] رویکرد متفاوتی به مسئله دارد. طرفداران این جنبش مردم را به کنار گذاشتنِ آیین پرمشغلگی دعوت می‌کنند، شاید با رد این تصور که، به‌گفتۀ جِنی اودل در کتاب چطور هیچ کاری نکنیم، تک‌تک دقیقه‌های ما باید «به‌مثابۀ منبعی مالی با فناوری‌هایی که هر روز استفاده می‌کنیم تسخیر، بهینه یا به کاری تخصیص داده شود». اما حذف اینستاگرام از گوشی‌تان برای اینکه بیشتر در کنار همسر و فرزندانتان باشید یک بحث است و تصمیم یک‌طرفه دربارۀ اینکه می‌توانید خواندن ایمیل‌های رئیستان را تا فردا صبح به تعویق بیندازید بحثی دیگر است.

به‌هرحال، کسانی که در پله‌های پایین اقتصاد قرار دارند، نمی‌توانند الگوریتم‌های زمان‌بندی را نادیده بگیرند؛ دست‌کم تا وقتی که الگوریتم‌ها حکمرانی می‌کند. زینب تُن، استاد کسب‌وکار در دانشگاه ام‌آی‌تی، در کتابش با عنوان استراتژی مشاغل خوب که سال ۲۰۱۴ منتشر شد، بر این نظر است که ممکن است درنهایت هزینه‌های برنامه‌ریزی مبتنی بر تقاضا از مزایایش بیشتر شود: شرکت‌ها، به‌ویژه شرکت‌های متکی به خدمات مشتری، وقتی هماهنگی نیروی کارشان را به هم می‌زنند پول و سهم بازار از دست می‌دهند. او شرکت هوم دیپو را مثال می‌زند. این شرکت در سال ۱۹۷۹ کارش را با سرمایه‌گذاری روی کارگران تمام‌وقت و متخصص در امور بهسازی منازل آغاز کرد و به‌سرعت پیشتاز بازار شد. اما این پیشتازی دیری نپایید که به زیان‌دهی منجر گردید، بیشتر به دلیل عملیات‌های ناکارآمد شرکت. در سال ۲۰۰۰ مدیر عاملی که تازه منصوب شده بود، انضباط جدیدی در شرکت حاکم کرد. اما او که به دنبال کاهش هزینه‌های نیروی کار بود جداول زمانی «انعطاف‌پذیری» را هم اعمال کرد. هوم دیپو شروع کرد به استخدام کارگران پاره‌وقت، که بیشترشان به کاربلدی کارکنان تمام‌وقت

در بین فیلسوفان سیاسی رایج است که اگر می‌خواهید شرایط مناسب برای حکومت استبدادی را به وجود آورید، روابط صمیمی و پیوندهای جامعۀ محلی را از بین ببرید

نبودند. مشتری‌ها دیگر نمی‌توانستند کسی را پیدا کنند که در فروشگاه راهنمایی‌شان کند و صف‌های صندوق به‌طور عذاب‌آوری طولانی شد. به‌این‌ترتیب، در سال ۲۰۰۵ هوم دیپو در شاخص رضایت مشتری آمریکا به زیر شرکت بحران‌زدۀ کِی‌مارت سقوط کرده بود.

شرکت‌هایی مانند گپ، آیکیا و چند خرده‌فروش دیگر سعی کرده‌اند راهی برای کاهش شدت خسارت ناشی از شیفت‌های نامنظم بیابند. آن‌ها در حال آزمایش برخی روش‌ها هستند، از جمله منظم‌تر کردن زمان شروع و پایان کار و اطلاع‌رسانی جدول زمانی به کارکنان حداقل دوهفته پیش از برنامۀ کاری.

اما ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم چنین سیاست‌هایی به هنجار تبدیل خواهند شد. وال استریت خواهان بهبودِ درآمد فصلی است و نگرش کوتاه‌مدتی را تشویق می‌کند که مدیران اجرایی را به کاهش گران‌ترین مؤلفه می‌کشاند: نیروی کار. اگر می‌خواهیم ریتم اوقات جمعی را تغییر بدهیم، مجبوریم به‌صورت جمعی عمل کنیم، تلاشی که خودش با نسخۀ آمریکایی نپرریوکا رو به ضعف گذاشته است. یکی از فعالان کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری در نشست حزبی به من گفت که حتی نمی‌تواند کارگران کم‌درآمد را به حضور در جلسات یا تجمع‌ها پایبند کند، چه رسد به نشست‌های وقت‌گیر حزبی، چون پیشاپیش از جدول زمانی کارشان باخبر نیستند.

بااین‌حال، اصلاحات ناممکن نیست. در سیاتل، نیویورک و سان فرانسیسکو، قانون «زمان‌بندی پیش‌بینی‌پذیر» (که قانون «هفتۀ کاری منصفانه» نیز خوانده می‌شود) کارفرمایان را ملزم می‌کند جدول کاری کارکنانشان را در مدتی مناسب به کارکنان اطلاع بدهند و اگر این کار را نکنند به کارکنان جریمه پرداخت می‌کنند.

همچنین قانونی هست به‌نام «حق قطع ارتباط» که براساس آن کارفرمایان با کارکنان به توافق می‌رسند که در طول بازۀ زمانی خاصی کارکنان مجبور نیستند در ساعات غیرکاری به ایمیل یا پیامک‌ها پاسخ بدهند. فرانسه و ایتالیا چنین قانونی را به تصویب رسانده‌اند.

این حرف کلیشه‌ای در بین فیلسوفان سیاسی رایج است که اگر می‌خواهید شرایط مناسب برای حکومت استبدادی را به وجود آورید، روابط صمیمی و پیوندهای جامعۀ محلی را از بین ببرید. هانا آرنت عبارت مشهوری در کتاب خاستگاه‌های توتالیتاریسم دارد که می‌گوید: «جنبش‌های تمامیت‌خواه درواقع تشکل‌های انبوهی از افراد جدا از هم و منزوی هستند». او بر نقش رعب و وحشت در گسستن پیوندهای خانوادگی و اجتماعی در دوران حکومت نازی‌ها در آلمان و استالین در شوروی تأکید می‌ورزید. اما برای تبدیل شدن به اشخاصی جدا و منزوی نیازی به پلیس مخفی نداریم. تنها کاری که باید کرد این است که کنار بایستیم و نظاره‌گر باشیم تا کاپیتالیسمِ لجام‌گسیخته محفوظاتِ زمانی‌مان را تباه کند، همان محفوظاتی که در گذشته به ما امکان می‌داد بذر جامعۀ مدنی را بکاریم و جوانه‌های به‌غایت شکنندۀ مهربانی، قرابت و همبستگی را پرورش دهیم.

منبع: ترجمان علوم انسانی

2121

منبع خبر: خبر آنلاین

دندان‌هایتان را مسواک بزنید و آلزایمر را به تعویق بیاندازید

این باکتری نوعی پروتئین تولید می‌کند که قادر به نابود کردن عصب‌های مغز است٬ که منجرب به از بین رفتن حافظه و در نهایت آلزایمر می‌شود.

برای حافظه‌ای بهتر مسواک بزنید

میدل اشاره می کند که این باکتری تنها باعث آلزایمر نمی‌شود، اما حضور این باکتری‌ها خطر ابتلا به بیماری را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می دهند و همچنین در پیشرفت سریع بیماری رخ موثراند. با این حال، خبر خوب این است که این مطالعه نشان می دهد که مواردی وجود دارد که با رعایت آن‌ها می‌توان آلزایمر را به تعویق انداخت.

“دندان‌ها را مسواک و نخ‌ دندان بزنید و مرتبا به دندانپزشک مراجعه کنید” میدل این دو فرایند را بسیار مهم می‌داند مخصوصا برای کسانی که گینوییت در حال گسترش دارند و همچنین در خانواده‌ آن‌ها افراد مبتلا به آلزایمر وجود داشته‌اند.

داروهای جدید در حال توسعه هستند

محققان قبلا کشف کرده‌اند که باکتری‌هایی که باعث ایجاد گینوییت می‌شوند، می‌توانند از دهان به مغز منتقل شوند، در حالی که آنزیم‌های مضر آنها باعث تخریب عصب‌های مغز می‌شوند،. در حال حاضر، برای اولین بار، میدل دارای شواهد دی ان ای برای این فرآیند تخریب است. میدل و همکارانش 53 نفر با آلزایمر را  بررسی کردند و توانسته‌اند آنزیم مخرب را در 96 درصد موارد کشف کنند. به گفته میدل این دانش به محققان امکان جدیدی برای حمله به بیماری آلزایمر می‌دهد.

به گفته میدل: “ما موفق به توسعه دارویی شده‌ایم که از آنزیم‌های مضر این باکتری‌ جلوگیری می‌کند، و توسعه آلزایم را به عقب می‌اندازد. ما در حال برنامه ریزی برای آزمایش این دارو در اواخر سال جاری هستیم.”

sciencedaily

2121
 

منبع خبر: خبر آنلاین

انقلاب زمستانی چیست و چه ارتباطی با شب یلدا دارد؟

درست مثل عید نوروز، شب یلدا را هم هم‌زمان با یک رویداد نجومی جشن می‌گیریم. شب یلدا تقریبا هم‌زمان با رویدادی است که به آن انقلاب زمستانی می‌گویند؛ لحظه‌ای که خورشید به نقطه‌ای خاص از آسمان می‌رسد و رسما فصل زمستان در نیمکره‌ی شمالی شروع می‌شود.

تمام ماجرا به انحراف ۲۳٫۵ درجه‌ای محور زمین مربوط می‌شود. این انحراف، دلیل اصلی ایجاد فصل‌ها و کم و زیاد شدن طول شب و روز است. وقتی زمین دور خورشید می‌چرخد، به دلیل انحراف ۲۳٫۵ درجه‌ای و ثابت بودن جهت انحراف، زاویه‌ی تابش خورشید به دو نیمکره تغییر می‌کند.

در شش ماه اول سال، نیمکره‌ی شمالی نسبت به نیمکره‌ی جنوبی، نور بیشتری از خورشید دریافت می‌کند. در شش ماه دوم سال، نیمکره‌ی جنوبی بیشتر از نورخورشید بهره‌مند می‌شود.

حالا برگردیم به زمین و ببینیم در آسمان سیاره‌ی ما چه اتفاقی می‌افتد. ناظر زمینی این پدیده را به شکل تغییر ارتفاع خورشید از افق مشاهده می‌کند.

در اولین روز تابستان یا همان انقلاب تابستانی، خورشید به بیشترین ارتفاعش از افق می‌رسد و مسیری طولانی را در آسمان طی می‌کند. در این روز، در نیمکره‌ی شمالی شاهد بلندترین روز سال هستیم.

اما ۶ ماه بعد، در اولین روز زمستان یا همان انقلاب زمستانی، خورشید در نیمکره‌ی شمالی کمترین ارتفاع را از افق دارد تا کوتاه‌ترین روز و طولانی‌ترین شب سال را شاهد باشیم. درست همان شبی که ما یلدا را جشن می‌گیریم.

اما ماجرا برای ساکنان نیمکره‌ی جنوبی کاملا برعکس آن چیزی است که در نیمکره‌ی شمالی اتفاق می‌افتد و درست در همین زمان که ما در سرمای زمستان یلدا را جشن می‌گیریم، مردم استرالیا برای برگزاری کریسمس در هوای گرم تابستان آماده می‌شوند!

2121

منبع خبر: خبر آنلاین

دسترسی مشترکان ایرانسل به خدمات اینترنت برقرار است

به گزارش روابط عمومی ایرانسل، متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

«پیرو مطالب منتشر شده در فضای مجازی درباره بروز اختلال در دسترسی مشترکان تلفن همراه چند استان، به اطلاع می‌رساند، در حال حاضر خدمات شبکه اینترنت ثابت (TD-LTE) ایرانسل اعم از ترافیک داخلی و بین‌المللی، همچنین خدمات مکالمه و پیامک، در سراسر کشور برقرار است.»

شبکه اینترنت همراه ایرانسل نیز در حال خدمات‌رسانی به مشترکان است.

2121

منبع خبر: خبر آنلاین

هوآوی، دوربین چرخشی سه‌گانه موبایل را ثبت اختراع کرد

شرکت‌های بزرگ تولیدکننده گوشی‌های هوشمند به دنبال راهکارهای جدیدی برای مخفی‌سازی دوربین سلفی هستند و در تلاش‌اند تا حاشیه صفحه نمایش محصولات خود را کاهش دهند. در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ این شرکت‌ها موفق شدند با ارائه راهکارهای مختلف، تا حدودی به هدف‌ خود نزدیک شوند.

در ابتدا شرکت‌ها برای کاهش حاشیه صفحه نمایش از بریدگی ناچ استفاده کردند؛ اما پس از مدتی برندهای چینی از مکانیزم دوربین پاپ‌آپ رونمایی کردند که در حال حاضر دو مدل از هوآوی یعنی Y۹Prime و Y۹s از این ویژگی برخوردارند. هوآوی از اولین شرکت‌هایی بود که از بریدگی ناچ برای کاهش حاشیه صفحه نمایش در گوشی‌های هوشمند اندرویدی استفاده کرد و در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به فناوری‌های مربوط به دوربین گوشی‌های هوشمند داشته است.

هوآوی دوربین چرخشی سه‌گانه

به تازگی نیز هوآوی پتنت جدیدی را ثبت کرده که در آن شاهد استفاده از دوربین چرخشی سه‌گانه هستیم. در این فناوری دوربین اصلی با چرخش ۱۸۰ درجه تبدیل به دوربین سلفی می‌شود. بدین ترتیب دیگر نیازی به بریدگی ناچ یا ماژول بیرون‌جهنده (پاپ‌آپ) وجود نخواهد داشت.

این پتنت توسط هوآوی در تاریخ ۹ ژانویه ۲۰۱۹ به ثبت رسیده و در تاریخ ۱۷ دسامبر ۲۰۱۹ توسط سازمان جهانی مالکیت معنوی تأیید شده و هم اکنون در سایت رسمی این سازمان موجود است. در پتنت‌های منتشر شده شاهد یک گوشی هوشمند با صفحه نمایش بدون حاشیه هستیم که به ماژول دوربین چرخشی مجهز شده است.

ماژول دوربین چرخشی هوآوی به سه سنسور و یک فلاش LED دوگانه مجهز شده است که در زمان فعال شدن دوربین سلفی با یک چرخش ۱۸۰ درجه به سمت صورت کاربر می‌چرخد. البته پیش از این هوآوی پتنت دیگری را برای دوربین چرخشی به ثبت رسانده بود که در آن یکی از سنسورهای ماژول دوربین سه گانه اصلی با چرخش ۱۸۰ درجه‌ای به دوبین سلفی تبدیل می‌شود. اما در پتنت جدید هوآوی، کل ماژول دوربین سه‌گانه با چرخش کامل، تبدیل به یک دوربین سلفی قدرتمند می‌شود که این اتفاق برای اولین بار در دنیای موبایل روی می‌دهد.

چنین قابلیتی در آینده، به کاربران اجازه خواهد داد تا تصاویر سلفی فوق‌العاده باکیفیتی را ثبت کنند.

2121

منبع خبر: خبر آنلاین

علی بابا، حامی مسابقه برنامه‌نویسی کدناک دانشگاه شریف

هدف از برگزاری مسابقه برنامه‌نویسی کدناک در دو بخش الگوریتمی و مینی‌گیم، آموزش و افزایش مهارت‌های برنامه‌نویسی شرکت‌کنندگان است. در مسابقه الگوریتمی رقابت بین شرکت‌کنندگان در پاسخگویی به سوالات متعدد و زمان پاسخ به آنهاست. در مسابقه دوم یا مینی‌گیم نیز کوتاه کردن طول کد، رمزنگاری و محدودیت استفاده از دستورات برنامه‌نویسی از چالش‌های اصلی این مرحله است.

 گروه علی بابا که در راستای ایفای نقش مسئولیت‌های اجتماعی خود در حوزه‌های مشارکتی، همواره در حمایت از جوامع علمی، اشتغال‌زایی و کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات پیشگام بوده، حامی اصلی این مسابقه است.

2121

منبع خبر: خبر آنلاین

گزارش تصویری ایتنا: گجت‌های جالب در نمایشگاه CES 2020 – بخش دوم

گزارش تصویری ایتنا: گجت‌های جالب در نمایشگاه CES 2020 – بخش دوم

در این گزارش تصویری ایتنا به نقل از cnet گذری خواهیم داشت بر برخی ابزارهای خاص و جالب توجه‌تر، از تلویزیون قابل لوله شدن تا بهبوددهنده کیفیت خواب، در نمایشگاه سالانه CES در لاس وگاس آمریکا.

بخش اول این گزارش تصویری را در این آدرس ببینید.

منبع: خبرگزاری ایتنا

بازاریابی نقشه گوگل برای برندهای B2B

—————- رپرتاژ آگهی —————–

حدود 70% صاحبان موبایل های هوشمند از گوگل مپ برای مسیریابی استفاده می کنند. البته این موضوع در ایران و به تازگی کمی متفاوت شده است، اما به هر حال گوگل مپ انتخاب اول بسیاری از افراد است.

 

حدود سه میلیارد گوشی فعال آیفون و آندرویدی در جهان وجود دارد که از گوگل مپ استفاده می کنند.

برای برندهای b2c، این 3 میلیارد کاربر در هر لحظه به وسیله گوگل مپ قابل دسترسی هستند. این به آن معناست که از گوگل مپ می توانید به عنوان ابزار بازاریابی برای محصولات، خدمات و محل فعالیت‌تان استفاده کنید.

البته این امکانات تنها برای شرکت های B2C نیست. در سال های گذشته، سازمان های B2B نیز به عنوان ابزاری مهم برای ارتباط با مشتریان استفاده می کنند.

امروزه، بازاریابی گوگل مپ یا بازاریابی نقشه گوگل بخشی از بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو یا همان سئوی محلی است. در واقع این امکان بخش مهمی از دیجیتال مارکتینگ است.

 

بازاریابی گوگل مپ یا Google Map Marketing چیست؟




گوگل مپ مارکتینگ استفاده از سئوی محلی یا local seo به منظور حضور در نتایج جستجو برای کلمات کلیدی هستند. وارد کردن اطلاعات درست شرکت در گوگل مپ یا به اصطلاح ثبت مکان در گوگل مپ به کسب و کارها کمک می کند تا در کلمات کلیدی مهم با توجه به موقعیت جغرافیایی کاربر نمایش داده شوند. این اطلاعات شامل آدرس، شماره تماس، حوزه کاری، ساعت کاری و… هستند.

استفاده از گوگل مپ به عنوان ابزاری برای کسب و کار

با توجه به این که اکثر کاربران از گوگل به عنوان موتور جستجوی اصلی استفاده می کنند، حضور در نتایج گوگل اهمیت بالایی دارد. در کنار آن، نمایش کسب و کار شما در نقشه گوگل حضور شما در نتایج جستجو را پر رنگ تر می کند.

همان طور که گوگل آنالیتیکس اطلاعات و داده های وبسایت را ارائه می کند، گوگل مپ نیز ابزاری برای این تحلیل ها در نظر گرفته است که نام آن گوگل مپ آنالیتیکس است.

البته این امکانات در ابزار Google My Business وجود دارد که متاسفانه در ایران قالب استفاده نیست. اما باید توجه داشت که با استفاده از خود نقشه گوگل می توانید محل خود را ثبت کنید. وارد کردن اطلاعات کسب و کارتان در گوگل به مخاطبان کمک می کند اطلاعات بهتری نسبت به شما کسب کنند.

یکی از ابزارهای اصلی بازاریابی B2B استفاده از درج مکان در گوگل مپ است. علاوه بر اطلاعاتی که در بالا ذکر شد، می توانید نظرات مشتریان، مخاطبان و تمامی افرادی که شما را در نقشه گوگل پیدا می کنند به عنوان Reveiw مشاهده و به آن ها پاسخ دهید.

در نتیجه این اقدام، اعتماد سازی مخاطبین بیشتر خواهد شد. همچنین با اضافه کردن عکس به داده هایی که در نقشه ثبت می کنید، به میزان قابل توجهی نظر مخاطبین و مشتریان را جلب خواهید کرد.

 

 

بررسی امکانات گوگل مپ برای برندهای B2B




با این که ما عموماً از گوگل مپ به عنوان اپلیکیشن مسیریابی استفاده می کنیم، امکانات خیلی بیشتری در آن نهفته است؛ مخصوصاً اگر به سفر خریدار توجه نمایید.

حفره های اطلاعاتی که مخاطبین هدف شما با آن روبرو هستند در گوگل مپ قابل در پوشش است؛ عبارات محلی که توسط این مخاطبین جستجو می شوند و حضور شما در این عبارات به ارتباط اولیه حتی پیش از تماس با شرکتتان کمک خواهد کرد. جستجو کنندگان به دنبال کسب و کارهایی هستند که در نقشه به آن ها اطلاعات مورد نیاز را ارائه کند و گوگل مپ اطلاعات زیر را به آن ها نمایش خواهد داد:

     – نظرات کاربران: که می تواند نظرات مشتریان باشد.

     – رتبه بندی بر اساس عملکرد: هر چقدر یک کسب و کار در نقشه گوگل بیشتر کلیک شود و رضایت مشتریان را به دست آورد، امکان رتبه یافتن آن بیشتر می شود.

     – نمایش سایت: کاربر می تواند از این بخش به وبسایت شما دسترسی پیدا کند و اطلاعات بیشتر را کسب نماید. البته می توانید از آدرس صفحه اینستاگرام نیز استفاده کنید.

     – نمایش مناسب در دستگاه های مختلف: چه از موبایل استفاده کنید چه از نسخه دسکتاپ، نمایش مناسبی از اطلاعات به کاربران نمایش داده خواهد شد.

     – بروزرسانی راحت: در صورتی که محل شرکت، شماره تماس یا اطلاعات دیگر تغییر کرد به راحتی می توانید آن را در گوگل مپ تغییر دهید.

نقشه گوگل در بیش از سه میلیون سایت استفاده شده است که حدود یک ششم سایت های آمریکایی را شامل می شود. حدود یک چهارم این وبسایت ها در دسته بندی “کسب و کار و صنعت” قرار دارند که در تصویر زیر قابل مشاهده است:

 

امروزه به سختی می توان مغازه یا خرده فروشی را پیدا کرد که در گوگل مپ ثبت نشده باشد؛ در مقابل کسب و کارهای B2B با سرعت کمتری سراغ این خاصیت خوب رفته اند. البته همان طور که گفته شد، استفاده از گوگل مپ و کسب جایگاه مناسب در کسب و کارهای b2b بخشی از local seo است.

از طرفی باید به این نکته توجه کرد که کسب و کارهای B2B نسبت به مغازه ها مراجعه کننده کمتری دارند. بنابراین تمرکز بر افزایش ترافیک سایت اهمیت بالایی دارد. این نکته کاملاً قابل توجه است، اما با توجه به افزایش فضای رقابتی و سرمایه گذاری کسب و کارهای B2B در سئو، استفاده از گوگل مپ می تواند ابزار مناسبی برای حفظ جایگاه باشد. مخاطبین این کسب و کارها هم مدیران و یا تصمیم گیرندگانی هستند که به خوبی استفاده از گوگل را آموخته اند.

اگر تا کنون اقدام به ثبت شرکتتان در گوگل مپ یا سرمایه گذاری بر حوزه سئو نکرده اید، آژانس بازاریابی NERDO در کنار شماست تا علاوه بر نمایش مناسب در گوگل مپ، جایگاه های اول گوگل برای کلمات کلیدی را به کسب و کار شما هدیه دهد. همچنین تولید محتوای تخصصی با توجه به حوزه فعالیت‌تان و راه اندازی کمپین های بازاریابی حرفه ایی از دیگر خدمات این آژانس است.

 

 

منبع: خبرگزاری ایتنا